صفحه‌اصلی دسته‌بندی نشده داستان یک ایثار

داستان یک ایثار

0
0
اشتراک‌گذاری

خاص پرس: پس از گذشت ۳سال تازه برای درخواست کارت اهدای عضو به بنیاد بیماری‌های خاص مراجعه کرده بود. با این تأخیر می‌شد حدس زد که تاکنون به دنبال کسب منافع مادی از ایثار و اهدایی که کرده، نبوده است. خدمت سربازی راهم گذرانده بود و استفاده از معافیت پزشکی ویژه اهدا کنندگان دیگر برای او کارایی نداشت.
لقمان معصوم پور،۲۴ ساله و ساکن سنندج است. او در سال ۱۳۹۳ تصمیم گرفت تا به رنج حاصل ازنارسایی کلیه دوست خود پایان دهد. وی به همراه یکی از بستگانش دریک جوشکاری،مشغول به کار بودند و ۴سال مداوم، شاهد مشکلات و بیماری همکارش بود. حتی دیالیز هم نتوانسته بود بهبود چندانی در حال و روز دوستش ایجاد کند. معصوم پور در۲۱سالگی، پس از پایان خدمت سربازی، تصمیم گرفت با اهدای کلیه خود، دوستش را در نعمت سلامتی شریک سازد و با مهربانی و ایثار، آسایش را به او هدیه دهد.
معمولا وقتی صحبت از اهدای کلیه می‌شود، دست نوشته‌های بدخط روی دیوارهای خیابان‌ها به ذهنمان می‌آید وبه دنبالش انگیزه‌های این اقدام و بخصوص کسب درآمد به ذهن می‌ رسد. اما لقمان معصوم پور تنها انگیزه‌اش کاهش درد و رنج همنوعش بود. او با رضایت خاطر و خوشحالی مشهود از دیدارش در اتاق عمل برای ما گفت و بدرقه گیرنده عضو با یک دنیا آرزوی سلامتی
او همچنان در کارگاه جوشکاری مشغول است و با اتکا به لطف الهی برای گذران زندگی خود تلاش می‌کند و خوشحال و راضی از اینکه توانسته با تصمیم خود، به رنج یک انسان پایان دهد.
او می‌گوید:« ۳سال از اهدای کلیه‌ام می‌گذرد و تنها یک ماه پس از اهدای آن، دارو مصرف کردم و تا به حال هیچ مشکلی نداشته‌ام».
معصوم پورمنتظر نمانده تا پرداخت مالی یا امکاناتی به دلیل این اهدا به دست آورد و تاکید می‌کند که فقط به فکر کمک به همنوع خود بوده و حالا خوشحال است که برای زندگی بخشیدن به همکار خود از آنچه که داشته بخشیده است.

ارسال پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنیپ
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.